تبلیغات
Demented Nooshafarin - فیلمهای نوش آفرین
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

فیلمهای نوش آفرین

 

۱ - خاكستری (۱۳۵۶)

۲ - سكوت بزرگ (۱۳۵۶)

۳ - پاداش یك مرد (۱۳۵۵)

۴ - قاصدك (۱۳۵۵)

۵ - فرار از حجله (۱۳۵۴)

۶ - آب توبه (۱۳۵۳)

۷ - الكی خوش (۱۳۵۳)

۸ - پری خوشگله (۱۳۵۳)

۹ - سازش (۱۳۵۳)

۱۰ - ماشین مشتی ممدلی (۱۳۵۳)

۱۱ - دشمن (۱۳۵۲)

۱۲ - رو سیاه (۱۳۵۲)

۱۳ - فرزند شمشیر (۱۳۵۲)

۱۴ - قصه ماهان (۱۳۵۲)

 

خاكستری( 1356)

 

خلاصه داستان :نوش آفرین:مینو 

زینل جوانی است تنها و با احوال مالیخولیایی، كه لكنت زیادی دارد و كارش گرفتن عكس برای روزنامه و نوشتن داستان برای مجلات است. زینل فكر و توجه اش به مینو، منشی شركتی، است كه محل كارش در نزدیك آپارتمان او قرار دارد. او مینو را می رباید و وی را در خانه ی ییلاقی عمویش امجد، در خارج از شهر ، زندانی می كند. كوشش های مینو برای فرار نتیجه ای نمی دهد، تا این كه یك مرد مسلح زخمی جلو اتومبیل زینل را می گیرد و با تهدید از او می خواهد كه او را در ویلایش جا بدهد. مرد از هوش می رود و زینل او را به بیمارستان می رساند و می گریزد. مینو برای رهایی از دست زینل وانمود می كند كه به او علاقمند است؛ اما در موقعیتی كه چند تن از روستاییان و ژاندارم ها برای رها كردن او تلاش كرده اند با زینل گلاویز می شود و می گریزد. زینل در موقع تعقیب مینو به ضرب گلوله ی ژاندارمی از پا در می آید.

 

سكوت بزرگ( 1356)

 

خلاصه داستان :نوش آفرین: آذر 

آذر در دانشكده ی جندی شاپور اهواز در رشته ی ادبیات تحصیل می كند. خواهر او پروین از شوهرش جمشید جدا و به كارهای خلاف كشیده شده است . آذر خواهرش را ترك می كند، و با جوان دانشجویی به نام همایون قرار ازدواج می گذارد. وقتی همایون متوجه نسبت خانوادگی آذر و پروین می شود رابطه اش را با آذر قطع می كند، و آذر به عنوان سپاهی بهداشت عازم یكی از روستاهای جنوب می شود. او روزی با احمد شیكه روبرو می شود كه راننده ی كامیون است و با حامد و دار و دسته اش بر سر حمل بار اختلاف دارد. مدتی بعد احمد و آذر ازدواج می كنند و جمشید به عنوان حق سكوت از آذر اخاذی می كند. آذر پس از تحویل پول به جمشید و روبرو شدن با خواهر معتادش با اتومبیل تصادف می كند. همایون او را مداوا می كند، و پلیس پروین را تحت تعقیب قرار می دهد. احمد ابتدا به روابط همسرش با همایون شك می كند، و سپس با تحت نظر گرفتن آذر به جمشید می رسد. در یك درگیری جمشید و پروین كشته می شوند، و پلیس آذر را به عنوان قاتل دستگیر می كند؛ اما احمد به قتل آن دو اعتراف می كند و پس از سپری كردن ایام محكومیتش زندگی جدیدی را با آذر آغاز می كند.

 

پاداش یك مرد( 1355)

 

خلاصه داستان :

دو دوست (بهمن مفید و مرتضی عقیلی) كه از دوران كودكی با هم بزرگ شده اند در جوانی نیز همه جا در كنار یكدیگر هستند. یكی از آن دو شیفته ی دختری (نوش آفرین) می شود كه مورد توجه مردی خلافكار و شرور (علی آزاد) است. او با دسیسه موجب دستگیری رقیبش می شود و دختر را فریب می دهد. دختر تصمیم به خودكشی می گیرد؛ اما دوست مرد محبوبش او را نجات می دهد و برای حفظ آبرو با او ازدواج مصلحتی می كند. مدتی بعد مرد از زندان آزاد می شود و با توطئه های رقیب به دوستش بدگمان می شود؛ اما بالاخره حقیقت آشكار می شود و مرد شرور به سزای اعمال خود می رسد.

قاصدك( 1355)

 

خلاصه داستان :

قاسم ملول جوان قماربازی است كه با سرقت كیف پیرزن ها گذران می كند. مادرش با او به مهربانی رفتار می كند.؛ اما پدرش، كه مامور پلیس است، به او اعتنایی ندارد. پدر او را از خانه می راند و قاسم در خانه ی دوستش عزیز ساكن می شود. قاسم كیف زری را می رباید، و زری، چند روز بعد، با دیدن قاسم او را تعقیب می كند و در تصادف اتومبیل از هوش می رود. قاسم او را به خانه ی یكی از دوستانش می برد، و زری پس از به هوش آمدن جارو جنجال راه می اندازد.ن دو، به تدریج، به هم علاقه مند می شوند. قاسم در یك مهمانی در خانه ی خودش كیف مهمانان را می رباید، و نامادری زری او را می بیند. زری خانه ی نامادری را ترك می كند و به قاسم پناه می برد، و قام اورا به عقد خود در می آورد. قاسم، كه قادر نیست كه كار آبرومندی بیابد، پس از این كه در می یابد زری آبستن است ، به یك جواهر فروشی دستبرد میزند و موقع فرار به ضرب گلوله ای ، كه پدرش به سوی او شلیك می كند، از پا در می آید.

 

فرار از حجله( 1354)

 

خلاصه داستان :

نبی (منوچهر طایفه) و نگار (نوش آفرین) به یكدیگر علاقه دارند؛ اما پدر (رضا رخشانی) و نامادری (شهناز) نگار به كمك چند اوباش در راه وصلت آن دو سنگ اندازی می كنند، و به نگار اطلاع می دهند كه نبی در حادثه ای كشته شده است. آنها مصمم هستند كه نگار را به عقد مرد میانسالی (مرتضی احمدی) درآورند. خودكشی نگار ناموفق می ماند، و پدر و نامادری اش او را پای سفره ی عقد می نشانند. نبی به كمك دوستش سلیمان (یدالله شیراندامی) نگار را در روز مراسم عقدكنان می رباید و به امام زاده ای می برد. عده ای مهاجم سلیمان را به شدت مضروب می كنند، و داماد با پناه گرفتن نبی در امام زاده مهاجمان را از تعرض به آنها باز می دارد. سلیمان در كنار نبی، از شدت جراحات، جان می دهد و نبی، به تلافی، مهاجمان را با چوب دستی مضروب می كند. سرانجام با رسیدن مأموران ژاندارمری مهاجمان دستگیر و نگار و نبی به هم می رسند.

 

آب توبه( 1353)

 

خلاصه داستان :

اهالی محله در یزد از سوی قاسم باج خور مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، تا این كه حبیب و طاهر، قاسم را وادار می كنند تا رویه اش را تغییر دهد. یك شب حبیب در محله ای بدنام با شیرین، كه دوست قاسم است، آشنا می شود و به او پیشنهاد می كند كه اگر توبه كند او را به عقد خود درآورد. حبیب شیرین را به مشهد می برد و خواهرش مریم را به طاهر می سپارد. قاسم، كه كینه طاهر را به دل دارد از مریم هتك حیثیت می كند. نانوای محل كه شاهد ماجرا است، سكوت می كند و طاهر برای حفظ حیثیت خود و دوستش مریم را به عقد خود در می آورد. نوچه های قاسم شایع می كنند كه طاهر پس از اغفال مریم او را به عقد خود در آورده است. آن ها برای آن كه زبان نانوا را بسته نگه دارند او را در اتاقكی حبس می كنند. حبیب به قصد انتقام به یزد باز می گردد؛ اما معتمدان محل برای جلوگیری از خونریزی او و طاهر را وامی دارند كه در گود زورخانه رو در روی هم قرار بگیرند. قبل از آغاز مبارزه نانوا با پیكری مجروح می گریزد و با كمك شیرین خود را به زورخانه می رساند و حقیقت را برملا می كند. حبیب و طاهر به تعقیب قاسم می روند و سرانجام او را به مأموران پلیس می سپارند.

الكی خوش( 1353)

 

خلاصه داستان :

مریم (نوش آفرین) پس از مرگ پدرش با توطئه ی عمو (علی اكبر مهدی فر) و دختر عمویش نازی (شهناز) ثروت پدری و نامزدش پرویز (امیرحسین خان شهری) را از دست می دهد. مریم از برادرش علی (فرهاد حمیدی) یاری می طلبد؛ اما علی بر اثر تصادف گرفتار می شود و از دوست صمیمی اش رضا (رضا بیك ایمانوردی) می خواهد كه به كمك خو.اهر و مادرش (ملیحه نصیری) برود. آن دو از خانه ی عمو رانده می شوند و پس از مدتی مادر او فوت می كند. رضا با كف زنی وسایل راحتی مریم را فراهم می كند. رضا كه می داند مریم در پی همسری است كه از پرویز مقام و موقعیت بالاتری داشته باشد او را با دوست متمولش نادر (منوچهر وثوق) آشنا می كند. رضا به كمك نادر ثروت مریم را از عمویش بازپس می گیرد و به او باز می گردانند. پس از آن مریم و نادر پای سفره عقد می نشینند.

پری خوشگله( 1353)

 

خلاصه داستان :

پری (شهناز تهرانی) پس از مرگ پدرش مسئولیت نگهداری خانواده اش را به عهده می گیرد. او كه در صدد است خواهر كوچكترش مریم (نوش آفرین) را كه تحت قرارداد یك جانبه ی اصغر (احمد معینی) در كافه كار می كند نجات دهد، از شیراز به اصفهان می رود و سر راه جوانی ثروتمند به نام پرویز (منوچهر وثوق) قرار می گیرد. پری در روزنامه می خواند كه پرویز در پی راننده ی شخصی است. او با پوشیدن لباس مردانه و با نام ماشاالله به استخدام پرویز درمی آید. پری درمی یابد كه عموی پرویز تصمیم دارد دخترش لادن را به عقد برادرزاده اش درآورد، و پرویز با این وصلت مخالف است. پرویز به پری علاقه مند می شود تا اینكه عمو با تبانی اصغر پری را گروگان می گیرند تا پرویز حاضر به ازدواج با لادن شود. پرویز برای نجات جان پری می پذیرد؛ اما پری از مخمصه می گریزد و با لباس جاهل ها در مراسم ازدواج پرویز حاضر می شود. موقع اجرای برنامه كلاه مخملی از سر ماشاالله می افتد و پرویز درمی یابد كه او همان پری است. او با پری پیمان زناشویی می بندد و مریم را به عقد برادرش هوشنگ (فرخ ساجدی) درمی آورد.

 

سازش( 1353)

 

خلاصه داستان :

جواد جوان آس و پاسی است كه به دختری به نام بتول علاقه دارد، كه مادرش بیمار است. جواد برای تأمین هزینه درمان و عمل جراحی مادر بتول به قصد دزدی به خانه زنی به نام زیبا می رود و در آنجا متوجه رابطه ی زیبا با مردی به نام خلایق می شود كه رئیس انجمن محل است. جواد تصمیم می گیرد به جای سرقت، از خلایق اخاذی كند. روز بعد جواد به خانه ی خلایق می رود و او را از درخواستش مطلع می كند. تمام اختیار زندگی خلایق در دست همسرش بدری است و او برای پرداخت پول به جواد دچار مشكل می شود. جواد در خانه ی خلایق می ماند، و از رابطه ی نامشروع فرزند او با كلفت خانه مطلع می شود و به تدریج وارد زندگی رقبای خلایق در انجمن محل می شود و دست تك تك آنها را رو می كند. عاقبت در جلسه ی انجمن محل جواد خود را نامزد ریاست انجمن می كند و پس از انتخاب شدن نامزدش بتول را نیز از یاد می برد، در حالی كه خود در دام زیبا گرفتار می شود.

 

ماشین مشتی ممدلی( 1353)

 

خلاصه داستان :

جیم لال (منوچهر اخضرپور)، كه از فرنگ بازگشته، همراه ناخواهری هایش به دنبال جواهراتی است كه پدرشان قبل از مرگ در هتل بهار پنهان كرده است. آنها با اتومبیل سواری حسن جت (حسن رضایی) به سوی شمال حركت می كنند. سرعت زیاد و رانندگی غیرعادی حسن جت موجب می شود كه سرنشینان چند اتومبیل و یك كامیون (محمدرضا فاضلی، غلام علی گلچین، پروین ملكوتی، علی زاهدی، غلامحسین بهمنیار و نعمت الله گرجی) متوجه هدف آنها شوند. دو گروه ابتدا با هم درگیر می شوند، اما سرانجام برای یافتن پول با هم، همدست می شوند و همگی با مینی بوس مشتی ممدلی (منصور سپهرنیا) عازم هتل بهار می شوند كه مدیر آن حجت (منصور سپهرنیا) شباهت زیادی به راننده شان دارد. آن ها سرانجام جواهرات را می یابند و هر یك سهم خود را دریافت كرده و با مینی بوس مشتی ممدلی به سوی مقصد خود حركت می كنند. مینی بوس به جای آن كه به تهران بازگردد به طرف پاسگاه پلیس حركت می كند. در پاسگاه مشخص می شود كه جواهرات متعلق به دولت است. آنها پس از تحویل دادن جواهرات از جایزه ای كه مبلغ نسبتاً زیادی است بهره مند می شوند.

 

دشمن( 1352)

 

خلاصه داستان :

عده ای پس از بازی قمار در جاده ی حاشیه ی نخلستان حبیب (ذكریا هاشمی) را زیر اتومبیل بشیر (ناصر ملك مطیعی) می اندازند و او جان می دهد. وجیه (نوش آفرین)، همسر حبیب، و پدر او (محمدتقی كهنموئی) با شكایت خود بشیر را به زندان می اندازند؛ اما بشیر به قید ضمانت آزاد می شود. وجیه برای تأمین معاش پسرش ممل (شهرام ثمینی پور) و پدر شوهرش در جست و جوی كار است؛ اما مؤفق نمی شود كار آبرومندی بیابد. او به توصیه ی یكی از دوستانش خواننده ی كاباره ی خلیج فارس می شود. بشیر مراقب او است، و از طریق دوستش كاظم (مرتضی عقیلی) برای آنها پول می فرستد. وجیه به تدریج به بی گناهی و صداقت بشیر پی می برد. زنی كه دوست قادر (حسین گیل) است فاش می كند كه حبیب به دست قادر كشته شده و سپس توسط او زیر اتومبیل بشیر انداخته شده است. بشیر با قادر درگیر می شود، و در نزد اهل محل او را وادار به اعتراف می كند.

رو سیاه( 1352)

 

خلاصه داستان :

مهدی بلنده (یدالله شیراندامی) با قول ازدواج از نیره (ملوسك) هتك حثیت می كند. نیره بارها به خانه ی مهدی مراجعه می كند و برای مادر (مهری ودادیان) و خواهرش فاطی (نوش آفرین) پیغام می گذارد، و وقتی نتیجه ای نمی گیرد تهدید به شكایت می كند. مهدی و خانواده اش به یزد می روند، و هوشنگ بدنام (مهران صدری) به كمك یكی از دوستان مهدی بلنده (احمد معینی) نیره را به خانه ی عمومی می كشاند. از طرف دیگر اكبر یزدی (منوچهر وثوق) به فاطی علاقه مند می شود؛ اما مهدی مخالف وصلت آنها است. فاطی از خانه می گریزد و در مسیر هوشنگ بدنام قرار می گیرد، كه او را به خانه ی عمومی می برد و سرپرستی از او را به نیره می سپارد. ماشاالله (عزت الله رمضانی فر)، برادر اكبر یزدی، برادرش را از ماجرا با خبر می كند. نیره در مقابل شیون و التماس های فاطی تاب نمی آورد و باعث فرار او می شود، ومهدی پس از اطلاع از فداكاری نیره با او وصلت می كند.

 

قصه ماهان( 1352)

 

خلاصه داستان :

بین خانواده ی طاهر (كامیاب كسروی) و خانواده ی زمان (یدالله شیراندامی) از دیرباز درگیری بوده است. طاهر به منظر (نوش آفرین)، خواهر زمان، علاقه دارد. پدر طاهر به مادر زمان علاقه داشته و درگیری بین دو خانواده از همین جا شروع شده است. زمان و خواهرش با عقیل (امرالله صابری) و مادرش (ملیحه نصیری) زندگی می كنند. عقیل هم دلباخته ی منظر است. طاهر از مرشد (محمدعلی كشاورز)، كه متولی خانقاه است، تأسی می جوید. طاهر و منظر به هم قول می دهند كه اگر یكی شان زودتر از دنیا رفت دیگری هم خود را از پا درآورد. زمان و عقیل از رابطه ی طاهر با منظر مطلع می شوند، و روزی كه طاهر با منظر در عمارت كلاه فرنگی قرار دارد عقیل به آنجا می رود تا از منظر به عنف هتك حرمت كند؛ اما منظر موقع فرار از ارتفاع سقوط می كند و كشته می شود. زمان معتقد است كه طاهر منظر را كشته است و طاهر كه خیال می كند منظر را زمان كشته است با او درگیر می شود؛ اما از خود دفاع نمی كند تا زمان او را در حیاط عمارت كلاه فرنگی از پا درآورد. مرشد به طاهر كمك می كند تا به پشتبام عمارت برود. او، بنا به وعده ای كه به منظر داده، خود را از بام به زیر می اندازد.

 

فرزند شمشیر( 1352)

 

خلاصه داستان :

دشمنی های حاكمی جبار مردم دهكده ای را به ستوه آورده است. مرد جوانی موسوم به «فرزند شمشیر» (فخرالدین) رو به روی حاكم جبار و حامیانش قرار می گیرد و به كمك زنی (پوری بنایی) حاكم و افرادش را تار و مار می كند، و پس از آن با زن پیمان زناشویی می بندد.



نوشته شده توسط :مهتاب
چهارشنبه 18 اسفند 1389-02:58 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر